فروغ مسلم زاده //
منابع طبیعی تجدید شونده از جمله جنگل ها و مراتع، بستر حیات و توسعه پایدار است که موجب رشد و شکوفایی، آرامش و رفاه، تقویت اقتصادی و پیشرفت اجتماعی جامعه و کشور محسوب می گردد. از این رو در شریعت مقدس اسلام و هم چنین اصول 45 و 50 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به اهمیت حفاظت و صیانت از منابع طبیعی و جایگاه مهم درخت و درختکاری سفارش و تأکید فراوان شده است. نقش این منابع عظیم به عنوان بستر حیات و متعادل کننده اکوسیستم های حیات کلیه موجودات زنده، علاوه بر اینکه پشتوانه فعالیت های بخش کشاورزی از لحاظ، کنترل هرزآب های سطحی، تقویت سفره های آب زیرزمینی و تولید خاک می باشد، نقش مهم و حیاتی در زمینه خدمات و کارکردهای زیست محیطی، تولید اکسیژن، تلطیف هوا، پالایش گازهای سمی، تأمین بخشی از پروتئین، تولید مواد دارویی و صنعتی، پناهگاه حیات وحش، تولید علوفه و چوب، سلامت جامعه، امنیت غذایی و غیره نیز دارند که بر هیچ کسی پوشیده نیست. امروزه اثرات سوء ناشی از تخریب منابع طبیعی با اشکال گوناگون از جمله تغییرات اقلیمی، جاری شدن سیلاب های مهیب و غیره، ملموس می باشد، از آنجاییکه کشور عزیزمان ایران، به علت قرار گرفتن در کمربند خشک و نیمه خشک جهان، دارای اکوسیستم شکننده است و هم از نظر سطح جنگل در زمره کشورهای با پوشش کم جنگلی محسوب می شود، لذا حفظ و حراست از پوشش های جنگلی و نیز مرتعی بسیار حائز اهمیت است. پایداری اغلب متهم به شعار بیشتر و عمل کمتر است این ایراد بنا به دلایلی درست است. اول اینکه در مرحله ای از رشد اولیه نسبی است و هنوز خوب تعریف نشده است دوم اینکه اغلب با محیط گرایی همراهی می کند و فریبی قوی برای استفاده ظاهری از آن به عنوان نشانی از احترام به محیط زیست است. عده ای معتقدند که توسعه پایدار آزمونی خطرناک است که تناقضاتی در سیاستها بوجود آورده و باعث تقویت اکوفاشیسم می شود و استدلال می کنند چون منابع جهان محدود است و همگان نمی توانند بر این منابع دسترسی داشته باشند باید تعداد استفاده کنندگان کاهش یابد اهتمام به منابع طبیعی و محیط زیست طی زمان حاضر در جوامع بشری از چنان اهمیتی برخوردار است که از آن به عنوان یکی از مهمترین ارکان توسعه پایدار یاد میشود.
بسیاری از افراد زمانی که واژه منابع طبیعی را میشنوند به یاد جنگل، مرتع و گردش میافتند، تعدادی به فکر شکار و تعدادی نیز آن را زیستگاه حیوانات وحشی میدانند و منابع طبیعی را محلی برای تغذیه دامها میپندارند.
البته عدهای نیز به منابع طبیعی به عنوان جنگلها و مراتعی که میتواند یک منبع اقتصادی که سود کلانی برای آنان داشته باشد مینگرند، ولی کمتر کسی به این مساله توجه میکند که کوچکترین آسیب به منابع طبیعی آسیب به سرمایه خود و آیندگان است.
منابع طبیعی کشور طی قرنها، بستر زیست، تولید و معاش و حضور اقوام کوچنده این سرزمین بوده و به رغم خشکی طبیعی به مدد وجود پستی و بلندی و تنوع اقلیمی امکان استفادههای متنوع و متناسب را برای بهرهبرداری فراهم کرده است.
طی ای دوره بهرهبرداری تا زمانی که استفاده از سرزمین در حد توان اکولوژیک آن باشد، هیچ شکلی از تخریب منابع طبیعی مشهود نیست اما طی قرن حاضر و به خصوص چند دهه اخیر با افزایش جمعیت و ارتقای سطح زندگی، استفاده بیرویه و البته خارج از توان اکوسیستمها توسعه یافته و تخریب منابع طبیعی در نظر بهرهبرداران، متولیان و پژوهندگان نمود بیشتری پیدا کرده است.
تا زمانی که انسان در این عرصه زندگی میکند باید بیاموزد که چگونه زندگی میکند و به چه نحو میتواند از موهبتهای طبیعی برخوردار شود.
چه بسا بسیاری از مشکلات ناشی از کمبود مسکن، غذا و امکانات زندگی این جمعیت را به سویی میکشاند که نتیجه آن پیشروی بسوی عرصههای اکولوژیکی طبیعی، بکر و دست نخورده است.
اراضی جنگلی و مرتعی شیبدار به زراعتهای دیم بیحاصل تبدیل میشود، جنگلها در اثر قطع مداوم به فغان آمده، مراتع نالان و افسرده آخرین رستنیهای خود را در اختیار دامهای گرسنه قرار داده و حرارت بیابانها و داغی شنزارها اراضی همجوار خود را در هم نوردیده است بطوری که حلقه محاصره را بر انسان لحظه به لحظه تنگتر میکند.سطح آبهای زیرزمین هر سال پایینتر میرود و محیط زیست اعم از زمین و هوا و آب آلودهتر از گذشته شده و بروز وقایع ناهنجاری را از قبیل سیلابها و شستوشوی بخش عظیمی از خاکهای حاصلخیز کشاورزی را سبب میشود.
در کنار این معضلات، برداشت بیش از ظرفیت از آن توسط انسانها که بدون رعایت هیچگونه اصول منطقی و علمی صورت میپذیرد، باعث شده است تا در نهایت برآیند همزیستی انسان و طبیعت چیزی جز حرکت به سوی ایجاد بینظمی و اغتشاش در طبیعت و محیط زیست نباشد.
واقعیت آن است که در کشور ما جنگلها و مراتع در طی سالیان طولانی تنها به عنوان منبع تولید علوفه و چوب و تامین اراضی مورد نیاز برای توسعه امور کشاورزی، صنعتی و شهرسازی تلقی شده است.
هرچند که این امور به خودی خود و به لحاظ تولید مواد غذایی، ایجاد اشتغال و ایجاد منابع تولید از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است اما مهمترین و ارزشمندترین اثر جنگلها و مراتع بخصوص پوشش گیاهی را باید در ایجاد شرایط مناسب زیست محیطی و تعادل اکولوژیکی بین انسان، خاک، گیاه و در حقیقت ایجاد مبانی لازم به منظور توسعه پایدار دانست.
نباید فراموش کرد که با از بین رفتن پوشش گیاهی و نابودی جنگلها و مراتع، بسیاری از منابع آب و خاک فعلی وجود خارجی نخواهد داشت؛ تولید مواد غذایی و ظرفیتهای نفوذپذیری آب در خاک کاهش یافته و حتی ذخیرهسازی آب در مخازن سدها به علت فرسایش خاک و انباشتگی مخازن سدها از گل و لای امکانپذیر خواهد بود.
این امر زمانی اهمیت خود را به خوبی نمایان میسازد که به وضعیت جغرافیایی کشور که بیش از 80 درصد آن در قلمرو مناطق خشک و نیمهخشک قرار گرفته و نیز ساختارهای اقتصادی – اجتماعی، الگوهای پراکنش جمعیت و نظامهای شکلگیری سکونتهای انسانی در نقاط مختلف کشور توجه شود.در این میان یکی از مهمترین عرصههای منابع طبیعی ما مرتع است که در زمان حاضر بیش از نیمی از مساحت کشورمان را فراگرفته؛ مراتع همواره به عنوان بستر بسیاری از تحولات اقتصادی و اجتماعی از اهمیت ویژهای در کشورمان برخوردار بوده است.
متاسفانه بسیاری از مراتع کشور در زمان حاضر به علت تخریب بیش از حد با بحران مواجه شده و ادامه این روند میتواند کشور ما را با مشکلات بسیاری مانند سیلهای مخرب، کمآبی، طوفان، شنهای روان، آلودگی محیط زیست، خشکسالی و قحطی رو به رو کند که نمونه بارز آن سیل ویرانگر اخیر در کشور است که علاوه بر ویران کردن بسیاری از زیرساختها و عرصههای طبیعی، شمار زیادی از مردم را نیز آواره کرد.در سالها اخیر بیتوجهی به منابع طبیعی و اجرایی نشدن مدیریت اصولی در این بخش باعث بروز وضعیت نامناسبی در مراتع شده و این در حالی است که از 84 میلیون هکتار مراتع کشور حدود 70 درصد به لحاظ پوشش گیاهی فقیر محسوب میشود. مرتع یکی از مهمترین منابع تغذیه دامها در کشور ما به حساب میآید و در علوفه مراتع خوب تمام منابع غذایی از قبیل ویتامینها و مواد معدنی موردنیاز یک دام وجود دارد.ررسیها در کشور ما نشان میدهد که در شغل دامداری یک خانوار طی مدت هفت ماه به حداقل 500 هکتار مرتع نیاز است و در این صورت 180 هزار خانوار میتوانند از مراتع استفاده کنند اما در حال حاضر 916 هزار خانوار بهرهبردار از مراتع کشور استفاده میکنند. زیان ناشی از تخریب اکوسیستمهای مرتعی از نظر اقتصادی به مراتب بیشتر از تولید علوفه، گوشت و فرآوردههای لبنی است و ادامه بهرهبرداریهای غیراصولی و بیرویه به نابودی منابع آب و خاک و ذخایر غنی کربن این سرزمین میانجامد. مراتع از لحاظ حفاظت خاک و آب، وسعت و محل چرای احشام یا تامین مواد غذایی برای دامها، تامین مواد سوختنی، تامین مصالح ساختمانی و رفاهی، به لحاظ صنعتی و دارویی و پرورش حیات وحشدارای اهمیت است.
حفاظت خاک و آب
مراتع با پوشش گیاهی نقش موثری در حفاظت و نگهداری از آب دارد، هرجا که پوشش گیاهی انبوه با مراتع غنی وجود داشته باشد فرسایش خاک بوسیله آب یا باد کمتر اتفاق میافتد و در مواقع بارندگیهای شدید سیلابهای کمتری جاری میگردد پوشش گیاهی سبب میشود که آب بیشتری در زمین نفوذ کند و کمتر به صورت آبهای سطحی هدر رود.
پوشش گیاهی همچنین آبهای سطحی را مهار میکند و با نفوذ دادن آن در زمین موجب زیاد شدن چشمهسارها و دایمی شدن رودها و همچنین زیاد شدن آبهای زیرزمینی میشود.
این امر 2 فایده دارد اول اینکه از شستوشوی خاک جلوگیری میکند و دوم آنکه آب فرصت کافی برای نفوذ در خاک پیدا میکند و در نتیجه باعث پرآب شدن قناتها و چشمهها میشود. حفظ و حراست بدون تردید یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از نابودی و تخریب منابع طبیعی است امری که تاکنون از سوی دستگاههای مسوول و بخصوص سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری و سازمان حفاظت محیط زیست کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
حفاظت از منابع طبیعی باید به صورت وظیفهای ملی و میهنی تلقی شود و همه مردم اعم از مسوول و غیرمسوول در این خصوص به سازمانهای ذیربط کمک کنند در غیر این صورت مناطق گوناگون کشور کماکان صحنه تاخت و تاز خواهد بود و بتدریج شاهد بروز کانونهای بحران در حوزه تضییع اراضی ملی خواهیم بود.
منابع طبیعی تجدید شونده از جمله جنگل ها و مراتع، بستر حیات و توسعه پایدار است که موجب رشد و شکوفایی، آرامش و رفاه، تقویت اقتصادی و پیشرفت اجتماعی جامعه و کشور محسوب می گردد. از این رو در شریعت مقدس اسلام و هم چنین اصول 45 و 50 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به اهمیت حفاظت و صیانت از منابع طبیعی و جایگاه مهم درخت و درختکاری سفارش و تأکید فراوان شده است. نقش این منابع عظیم به عنوان بستر حیات و متعادل کننده اکوسیستم های حیات کلیه موجودات زنده، علاوه بر اینکه پشتوانه فعالیت های بخش کشاورزی از لحاظ، کنترل هرزآب های سطحی، تقویت سفره های آب زیرزمینی و تولید خاک می باشد، نقش مهم و حیاتی در زمینه خدمات و کارکردهای زیست محیطی، تولید اکسیژن، تلطیف هوا، پالایش گازهای سمی، تأمین بخشی از پروتئین، تولید مواد دارویی و صنعتی، پناهگاه حیات وحش، تولید علوفه و چوب، سلامت جامعه، امنیت غذایی و غیره نیز دارند که بر هیچ کسی پوشیده نیست. امروزه اثرات سوء ناشی از تخریب منابع طبیعی با اشکال گوناگون از جمله تغییرات اقلیمی، جاری شدن سیلاب های مهیب و غیره، ملموس می باشد، از آنجاییکه کشور عزیزمان ایران، به علت قرار گرفتن در کمربند خشک و نیمه خشک جهان، دارای اکوسیستم شکننده است و هم از نظر سطح جنگل در زمره کشورهای با پوشش کم جنگلی محسوب می شود، لذا حفظ و حراست از پوشش های جنگلی و نیز مرتعی بسیار حائز اهمیت است. پایداری اغلب متهم به شعار بیشتر و عمل کمتر است این ایراد بنا به دلایلی درست است. اول اینکه در مرحله ای از رشد اولیه نسبی است و هنوز خوب تعریف نشده است دوم اینکه اغلب با محیط گرایی همراهی می کند و فریبی قوی برای استفاده ظاهری از آن به عنوان نشانی از احترام به محیط زیست است. عده ای معتقدند که توسعه پایدار آزمونی خطرناک است که تناقضاتی در سیاستها بوجود آورده و باعث تقویت اکوفاشیسم می شود و استدلال می کنند چون منابع جهان محدود است و همگان نمی توانند بر این منابع دسترسی داشته باشند باید تعداد استفاده کنندگان کاهش یابد اهتمام به منابع طبیعی و محیط زیست طی زمان حاضر در جوامع بشری از چنان اهمیتی برخوردار است که از آن به عنوان یکی از مهمترین ارکان توسعه پایدار یاد میشود.
بسیاری از افراد زمانی که واژه منابع طبیعی را میشنوند به یاد جنگل، مرتع و گردش میافتند، تعدادی به فکر شکار و تعدادی نیز آن را زیستگاه حیوانات وحشی میدانند و منابع طبیعی را محلی برای تغذیه دامها میپندارند.
البته عدهای نیز به منابع طبیعی به عنوان جنگلها و مراتعی که میتواند یک منبع اقتصادی که سود کلانی برای آنان داشته باشد مینگرند، ولی کمتر کسی به این مساله توجه میکند که کوچکترین آسیب به منابع طبیعی آسیب به سرمایه خود و آیندگان است.
منابع طبیعی کشور طی قرنها، بستر زیست، تولید و معاش و حضور اقوام کوچنده این سرزمین بوده و به رغم خشکی طبیعی به مدد وجود پستی و بلندی و تنوع اقلیمی امکان استفادههای متنوع و متناسب را برای بهرهبرداری فراهم کرده است.
طی ای دوره بهرهبرداری تا زمانی که استفاده از سرزمین در حد توان اکولوژیک آن باشد، هیچ شکلی از تخریب منابع طبیعی مشهود نیست اما طی قرن حاضر و به خصوص چند دهه اخیر با افزایش جمعیت و ارتقای سطح زندگی، استفاده بیرویه و البته خارج از توان اکوسیستمها توسعه یافته و تخریب منابع طبیعی در نظر بهرهبرداران، متولیان و پژوهندگان نمود بیشتری پیدا کرده است.
تا زمانی که انسان در این عرصه زندگی میکند باید بیاموزد که چگونه زندگی میکند و به چه نحو میتواند از موهبتهای طبیعی برخوردار شود.
چه بسا بسیاری از مشکلات ناشی از کمبود مسکن، غذا و امکانات زندگی این جمعیت را به سویی میکشاند که نتیجه آن پیشروی بسوی عرصههای اکولوژیکی طبیعی، بکر و دست نخورده است.
اراضی جنگلی و مرتعی شیبدار به زراعتهای دیم بیحاصل تبدیل میشود، جنگلها در اثر قطع مداوم به فغان آمده، مراتع نالان و افسرده آخرین رستنیهای خود را در اختیار دامهای گرسنه قرار داده و حرارت بیابانها و داغی شنزارها اراضی همجوار خود را در هم نوردیده است بطوری که حلقه محاصره را بر انسان لحظه به لحظه تنگتر میکند.سطح آبهای زیرزمین هر سال پایینتر میرود و محیط زیست اعم از زمین و هوا و آب آلودهتر از گذشته شده و بروز وقایع ناهنجاری را از قبیل سیلابها و شستوشوی بخش عظیمی از خاکهای حاصلخیز کشاورزی را سبب میشود.
در کنار این معضلات، برداشت بیش از ظرفیت از آن توسط انسانها که بدون رعایت هیچگونه اصول منطقی و علمی صورت میپذیرد، باعث شده است تا در نهایت برآیند همزیستی انسان و طبیعت چیزی جز حرکت به سوی ایجاد بینظمی و اغتشاش در طبیعت و محیط زیست نباشد.
واقعیت آن است که در کشور ما جنگلها و مراتع در طی سالیان طولانی تنها به عنوان منبع تولید علوفه و چوب و تامین اراضی مورد نیاز برای توسعه امور کشاورزی، صنعتی و شهرسازی تلقی شده است.
هرچند که این امور به خودی خود و به لحاظ تولید مواد غذایی، ایجاد اشتغال و ایجاد منابع تولید از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است اما مهمترین و ارزشمندترین اثر جنگلها و مراتع بخصوص پوشش گیاهی را باید در ایجاد شرایط مناسب زیست محیطی و تعادل اکولوژیکی بین انسان، خاک، گیاه و در حقیقت ایجاد مبانی لازم به منظور توسعه پایدار دانست.
نباید فراموش کرد که با از بین رفتن پوشش گیاهی و نابودی جنگلها و مراتع، بسیاری از منابع آب و خاک فعلی وجود خارجی نخواهد داشت؛ تولید مواد غذایی و ظرفیتهای نفوذپذیری آب در خاک کاهش یافته و حتی ذخیرهسازی آب در مخازن سدها به علت فرسایش خاک و انباشتگی مخازن سدها از گل و لای امکانپذیر خواهد بود.
این امر زمانی اهمیت خود را به خوبی نمایان میسازد که به وضعیت جغرافیایی کشور که بیش از 80 درصد آن در قلمرو مناطق خشک و نیمهخشک قرار گرفته و نیز ساختارهای اقتصادی – اجتماعی، الگوهای پراکنش جمعیت و نظامهای شکلگیری سکونتهای انسانی در نقاط مختلف کشور توجه شود.در این میان یکی از مهمترین عرصههای منابع طبیعی ما مرتع است که در زمان حاضر بیش از نیمی از مساحت کشورمان را فراگرفته؛ مراتع همواره به عنوان بستر بسیاری از تحولات اقتصادی و اجتماعی از اهمیت ویژهای در کشورمان برخوردار بوده است.
متاسفانه بسیاری از مراتع کشور در زمان حاضر به علت تخریب بیش از حد با بحران مواجه شده و ادامه این روند میتواند کشور ما را با مشکلات بسیاری مانند سیلهای مخرب، کمآبی، طوفان، شنهای روان، آلودگی محیط زیست، خشکسالی و قحطی رو به رو کند که نمونه بارز آن سیل ویرانگر اخیر در کشور است که علاوه بر ویران کردن بسیاری از زیرساختها و عرصههای طبیعی، شمار زیادی از مردم را نیز آواره کرد.در سالها اخیر بیتوجهی به منابع طبیعی و اجرایی نشدن مدیریت اصولی در این بخش باعث بروز وضعیت نامناسبی در مراتع شده و این در حالی است که از 84 میلیون هکتار مراتع کشور حدود 70 درصد به لحاظ پوشش گیاهی فقیر محسوب میشود. مرتع یکی از مهمترین منابع تغذیه دامها در کشور ما به حساب میآید و در علوفه مراتع خوب تمام منابع غذایی از قبیل ویتامینها و مواد معدنی موردنیاز یک دام وجود دارد.ررسیها در کشور ما نشان میدهد که در شغل دامداری یک خانوار طی مدت هفت ماه به حداقل 500 هکتار مرتع نیاز است و در این صورت 180 هزار خانوار میتوانند از مراتع استفاده کنند اما در حال حاضر 916 هزار خانوار بهرهبردار از مراتع کشور استفاده میکنند. زیان ناشی از تخریب اکوسیستمهای مرتعی از نظر اقتصادی به مراتب بیشتر از تولید علوفه، گوشت و فرآوردههای لبنی است و ادامه بهرهبرداریهای غیراصولی و بیرویه به نابودی منابع آب و خاک و ذخایر غنی کربن این سرزمین میانجامد. مراتع از لحاظ حفاظت خاک و آب، وسعت و محل چرای احشام یا تامین مواد غذایی برای دامها، تامین مواد سوختنی، تامین مصالح ساختمانی و رفاهی، به لحاظ صنعتی و دارویی و پرورش حیات وحشدارای اهمیت است.
حفاظت خاک و آب
مراتع با پوشش گیاهی نقش موثری در حفاظت و نگهداری از آب دارد، هرجا که پوشش گیاهی انبوه با مراتع غنی وجود داشته باشد فرسایش خاک بوسیله آب یا باد کمتر اتفاق میافتد و در مواقع بارندگیهای شدید سیلابهای کمتری جاری میگردد پوشش گیاهی سبب میشود که آب بیشتری در زمین نفوذ کند و کمتر به صورت آبهای سطحی هدر رود.
پوشش گیاهی همچنین آبهای سطحی را مهار میکند و با نفوذ دادن آن در زمین موجب زیاد شدن چشمهسارها و دایمی شدن رودها و همچنین زیاد شدن آبهای زیرزمینی میشود.
این امر 2 فایده دارد اول اینکه از شستوشوی خاک جلوگیری میکند و دوم آنکه آب فرصت کافی برای نفوذ در خاک پیدا میکند و در نتیجه باعث پرآب شدن قناتها و چشمهها میشود. حفظ و حراست بدون تردید یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از نابودی و تخریب منابع طبیعی است امری که تاکنون از سوی دستگاههای مسوول و بخصوص سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری و سازمان حفاظت محیط زیست کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
حفاظت از منابع طبیعی باید به صورت وظیفهای ملی و میهنی تلقی شود و همه مردم اعم از مسوول و غیرمسوول در این خصوص به سازمانهای ذیربط کمک کنند در غیر این صورت مناطق گوناگون کشور کماکان صحنه تاخت و تاز خواهد بود و بتدریج شاهد بروز کانونهای بحران در حوزه تضییع اراضی ملی خواهیم بود.