دکتر کاوه زرگران، رئیس هیات مدیره انجمن غلات ایران در گفت‌و‌گو با «اقتصادسبز» تاکید کرد:

فشار بی‌سابقه بر صنعت غلات ایران واردات حیاتی شد و ذخایر استراتژیک در خطر

مشاهده اصل خبر
اقتصادسبز آنلاین: صنعت غلات ایران که ستون امنیت غذایی کشور به شمار می‌رود، در شرایطی دشوار قرار گرفته است.
اقتصاد سبز آنلاین

اقتصادسبز آنلاین: صنعت غلات ایران که ستون امنیت غذایی کشور به شمار می‌رود، در شرایطی دشوار قرار گرفته است. کاهش تولید داخلی، محدودیت‌های ارزی و بانکی، تحریم‌های بین‌المللی و فشارهای ژئوپلیتیک منطقه‌ای، زنجیره تأمین این کالای استراتژیک را تحت شدیدترین تهدیدها قرار داده است. در این میان، مدیریت واردات و تأمین ذخایر استراتژیک بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. دکتر کاوه زرگران، رئیس هیات مدیره انجمن غلات ایران، در گفت‌وگویی تحلیلی به تشریح وضعیت صنعت، کمبودها، چالش‌ها و راهکارهای حیاتی پرداخت.
دکتر وضعیت فعلی صنعت غلات ایران چگونه است و چه چالش‌هایی آن را تحت تأثیر قرار داده است؟
امسال، صنعت غلات ایران تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل داخلی و بین‌المللی قرار گرفت. محدودیت‌های بانکی و ارزی و تحریم‌های بین‌المللی، مسیر تأمین مالی و حمل‌ونقل غلات را دشوار کرده‌اند. علاوه بر این، تنش‌های ژئوپلیتیک منطقه‌ای، از جمله امنیت مسیرهای حمل دریایی در شرق مدیترانه و خلیج فارس، ریسک حمل‌ونقل و بیمه کالا را افزایش داده است. این شرایط موجب شده تصمیم‌گیری فعالان و تأمین‌کنندگان خارجی برای همکاری با ایران پیچیده و پرهزینه شود.
نقش موقعیت ژئوپلیتیک ایران در این شرایط چیست؟
موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان یک اهرم استراتژیک در تجارت غلات، یکی از مزیت‌های بی‌بدیل کشور محسوب می‌شود. ایران در گذرگاه اصلی اتصال آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و خاورمیانه واقع شده و این موقعیت، ظرفیت‌های فراوانی برای تسهیل ترانزیت کالا، کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل و دسترسی سریع و پایدار به غلات فراهم می‌کند. بندرهای کشور، مسیرهای ریلی و جاده‌ای ایران می‌توانند به نقطه اتصال بین تولیدکنندگان بزرگ غلات در منطقه و بازارهای مصرف داخلی و همسایگان تبدیل شوند، به‌گونه‌ای که جریان واردات و صادرات بدون اختلال و با کمترین هزینه انجام شود.
با این حال، این مزیت ژئوپلیتیکی و ترانزیتی تنها در صورتی به فعلیت می‌رسد که سیاست‌های تجاری و اقتصادی کشور شفاف، پایدار و قابل پیش‌بینی باشند. هرگونه نوسان ناگهانی در مقررات، تغییرات غیرمنتظره در سیاست‌های ارزی و تعرفه‌ای یا محدودیت‌های لجستیکی می‌تواند این فرصت استراتژیک را ناکارآمد کند. علاوه بر این، دسترسی آسان و مطمئن به خدمات بانکی و بیمه‌ای بین‌المللی نقش کلیدی در فعال شدن ظرفیت‌های ترانزیتی دارد؛ زیرا فعالان تجاری برای انجام معاملات امن و تضمین شده نیازمند این ابزارها هستند.
در واقع، وقتی این عناصر با هم ترکیب شوند، ایران می‌تواند به مرکز لجستیکی منطقه‌ای و هاب اصلی تامین غلات و نهاده‌های کشاورزی برای کشورهای همسایه و حتی بازارهای دورتر تبدیل شود. این ظرفیت نه تنها می‌تواند هزینه‌های واردات را کاهش دهد بلکه امنیت غذایی کشور را در شرایط ناپایدار جهانی و بحران‌های منطقه‌ای تضمین کند. به بیان دیگر، موقعیت جغرافیایی ایران، اگر به‌طور هوشمندانه مدیریت شود، می‌تواند از یک مزیت جغرافیایی ساده به یک ابزار قدرتمند اقتصادی و استراتژیک برای ثبات بازار غلات و سایر کالاهای اساسی تبدیل شود.
شرایط اقلیمی داخلی چه تأثیری بر تولید و نیاز وارداتی داشته است؟
بارندگی‌ها حدود 5 تا 6 درصد کمتر از سال گذشته بوده و افزایش دما، فصل رشد محصولات دیم را کوتاه کرده است. نتیجه این شرایط کاهش تولید داخلی و تضعیف ذخایر استراتژیک است. موجودی فعلی غلات نگران کننده است. البته کالاهای در راه تقریباً 2.5 میلیون تن است و مساعدت‌های لازم برای واردات نهاده‌های دامی و غلات توسط مقامات ارشد کشوری صورت گرفته است.
واردات چگونه توانسته بخشی از کمبودها را جبران کند؟
واردات نقشی فراتر از تکمیل کسری تولید داخلی پیدا کرده و هم‌اکنون به یکی از ستون‌های کلیدی تأمین امنیت غذایی کشور تبدیل شده است. آمارهای رسمی گمرک نشان می‌دهد که از ابتدای سال تا پایان مهرماه 1404 بیش از 1.125 میلیون تن گندم معمولی به ارزش حدود 424 میلیون دلار وارد کشور شده است، که عمدتاً از روسیه، امارات متحده عربی و ترکیه تأمین شده است.
این حجم واردات، که بخش بزرگی از نیاز زنجیره غذایی کشور را پوشش داده، بازتاب‌دهنده کاهش ظرفیت تولید داخلی و افزایش وابستگی به بازارهای جهانی است؛ در حالی که تولید گندم داخل کشور نسبت به سال‌های قبل کاهش یافته و کسری قابل توجهی در ذخایر استراتژیک به‌وجود آمده است.
در همین دوره، واردات دیگر اقلام کلیدی نیز وضعیت متفاوتی داشتند: برای نمونه ذرت همچنان سهم بزرگی از واردات غلات را به خود اختصاص داده اما به دلایل گوناگون روند کاهشی را تجربه کرده است، در حالی که واردات دانه سویا افزایش یافته اما واردات کنجاله سویا کاهش چشم‌گیری داشته است. این نوسانات نشان می‌دهد که ترکیب واردات نه تنها تحت تأثیر نیازهای مصرفی کشور است، بلکه با تغییرات قیمت جهانی، محدودیت‌های ارزی و الزامات لجستیکی نیز تنظیم می‌شود.
این تغییرات در الگوی واردات نشان می‌دهد حتی با افزایش چشمگیر واردات گندم، بخش قابل توجهی از نیاز کشور به غلات و نهاده‌ها هنوز باید از مسیر واردات تأمین شود. به بیان دیگر، در شرایطی که ذخایر داخلی در سطحی نسبتاً پایین قرار دارند و نیاز بازار بالاست، واردات همچنان نقش استراتژیکی در جلوگیری از اختلال در زنجیره غذایی و ثبات قیمت‌ها ایفا کرده است.
در نهایت، رشد چشمگیر واردات گندم و تغییر در الگوی واردات اقلام دیگر، تأکیدی بر این است که کشور برای مقابله با چالش‌های تولید داخلی، محدودیت‌های ارزی و فشارهای بین‌المللی باید راهکارهای جامع‌تری برای مدیریت واردات اتخاذ کند- راهکارهایی که هم پایدار و هم پاسخگو به نیازهای کوتاه‌مدت و بلندمدت بازار باشند.
با توجه به این شرایط، مدیریت واردات و ذخایر استراتژیک چه اهمیتی دارد؟
مدیریت دقیق واردات و ذخایر استراتژیک در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است. با کاهش تولید داخلی، محدودیت‌های ارزی و بانکی و فشارهای ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، کوچک‌ترین اشتباه در برنامه‌ریزی و اجرای واردات می‌تواند منجر به بروز بحران‌های جدی در بازار داخلی شود. به بیان دیگر، امنیت غذایی کشور اکنون مستقیماً به توانایی مدیریت صحیح زنجیره تأمین وابسته است.
بهینه‌سازی واردات تنها به معنای تأمین کالا نیست؛ این فرآیند باید همزمان از منظر اقتصادی، لجستیکی و امنیتی مورد توجه قرار گیرد. از دید اقتصادی، انتخاب مسیرهای بهینه حمل‌ونقل، تأمین مالی با کمترین هزینه، و مدیریت نرخ‌های بیمه و ریسک‌های مرتبط، می‌تواند تفاوت بین یک عملیات موفق و یک بحران تمام‌عیار را رقم بزند. از منظر لجستیکی، برنامه‌ریزی دقیق برای تخلیه، ذخیره‌سازی و توزیع غلات در سراسر کشور اهمیت بالایی دارد، چرا که هر گونه تأخیر یا اختلال در این زنجیره، مستقیماً به کمبود در بازار و افزایش قیمت‌ها منجر می‌شود. از منظر امنیتی نیز، ثبات مسیرهای حمل دریایی و زمینی، مدیریت ریسک‌های ژئوپلیتیک و حفاظت از ذخایر استراتژیک از اهمیت حیاتی برخوردار است.
تحقق این هدف پیچیده نیازمند همکاری نزدیک و مستمر میان دولت، نهادهای مسئول و بخش خصوصی است. ایجاد یک هماهنگی قوی بین سیاست‌گذاران و فعالان اقتصادی، تعریف مسئولیت‌ها و پاسخگویی شفاف، و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین مانند تحلیل داده، هوش مصنوعی و سیستم‌های مدیریت پیشرفته، می‌تواند امکان تصمیم‌گیری سریع و کارآمد را فراهم آورد. به این ترتیب، کشور نه‌تنها می‌تواند کمبودهای کوتاه‌مدت را جبران کند، بلکه ظرفیت لازم برای مواجهه با بحران‌های آتی را نیز به‌دست خواهد آورد.
به طور خلاصه، مدیریت واردات و ذخایر استراتژیک، ترکیبی از علم، تجربه، فناوری و همکاری هماهنگ میان بخش‌های مختلف است؛ امری که در شرایط کنونی، نه تنها یک گزینه، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای حفظ امنیت غذایی و ثبات اقتصادی کشور به شمار می‌آید.
در نهایت، چه راهکارهایی برای تاب‌آوری صنعت غلات پیشنهاد می‌کنید؟
چهار ستون اصلی تاب‌آوری این صنعت شامل مدیریت دقیق واردات، تقویت ذخایر استراتژیک، بهره‌گیری از فناوری و داده‌های نوین، و تصمیم‌گیری هماهنگ و پایدار دولت است. بدون این اقدامات، هرگونه تعلل در تصمیم‌گیری می‌تواند هزینه‌های جبران‌ناپذیری برای کشور به همراه داشته باشد.
۱۴۰۴/۱۰/۹